نجاشیلغتنامه دهخدانجاشی . [ ن َ ] (اِخ ) قیس بن عمروبن مالک کهلانی از بنی حارث بن کعب . شاعری هجاگوی است . عصر جاهلیت و اسلام رادریافت . اصل او از نجران یمن است . وی مردم کوفه را
نجاشیلغتنامه دهخدانجاشی . [ ن َ شی ی ] (ع ص ) آنکه برماند شکار را بسوی شکاری . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). آنکه می رماند شکار را تا بسوی شکارچی رود. (ناظم الاطباء). ناجش . آهوگ
نجاشیلغتنامه دهخدانجاشی . [ ن َ شی ی / ن َ / ن ِ شی ی / ن ِ ] (اِ)لقب عام ملوک حبشه . (از آثارالباقیه ). لقب پادشاه حبشه . (غیاث اللغات از صراح ). معرب نیجوستی است که درزبان حبشی
نجاشیلغتنامه دهخدانجاشی . [ ن َ] (اِخ ) احمدبن علی بن احمد نجاشی اسدی کوفی ، مکنی به ابوالخیر یا ابوالحسن یا ابوالعباس و معروف به ابن الکوفی و نجاشی و شیخ نجاشی . صاحب رجال ، از
حربه ٔ نجاشیلغتنامه دهخداحربه ٔ نجاشی . [ ح َ ب َ ی ِ ن َ ] (اِخ ) یا الحربة. حربه ای است که نجاشی پادشاه حبشه برای پیغمبر هدیه فرستاد و آنرا به نمازهای عید پیشاپیش پیمبر (ص ) می بردند
ابوالحسین نجاشیلغتنامه دهخداابوالحسین نجاشی . [ اَ بُل ْ ح ُ س َن ِ ن َ ] (اِخ ) نجاشی احمد. رجوع به نجاشی ... شود.
ناشی ٔ الاکبرلغتنامه دهخداناشی ٔ الاکبر.[ ش ِ ئُل ْ اَ ب َ ] (اِخ ) [ الَ ... ] عبداﷲبن محمدبن شرشر الناشی ، مکنی به ابوالعباس و معروف به ابن شرشر . رجوع به عبداﷲبن محمد ناشی و رجوع به ا
حربه ٔ نجاشیلغتنامه دهخداحربه ٔ نجاشی . [ ح َ ب َ ی ِ ن َ ] (اِخ ) یا الحربة. حربه ای است که نجاشی پادشاه حبشه برای پیغمبر هدیه فرستاد و آنرا به نمازهای عید پیشاپیش پیمبر (ص ) می بردند
ابوالحسین نجاشیلغتنامه دهخداابوالحسین نجاشی . [ اَ بُل ْ ح ُ س َن ِ ن َ ] (اِخ ) نجاشی احمد. رجوع به نجاشی ... شود.
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) نجاشی مکنی به ابوالحسین یا ابوالعباس یا ابوالخیر. (روضات الجنات ص 17). رجوع به احمدبن علی بن احمدبن العباس و نجاشی احمد... شود.