نجار شروانلغتنامه دهخدانجار شروان . [ ن َج ْ جا رِ ش َرْ ] (اِخ ) کنایه از امام خاقانی شاعر معروف است ، چرا که پدر او پیشه ٔ نجاری داشت . (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). رجوع به خاقا
ابراهیم بن علی نجار شروانیلغتنامه دهخداابراهیم بن علی نجار شروانی . [ اِ م ِ ن ِ ع َ ی ِ ن َج ْ جا رِ ش َرْ ] (اِخ ) متخلص به خاقانی و مکنی به ابوبدیل . رجوع به خاقانی شود.
نجارلغتنامه دهخدانجار. [ ن َ ] (اِ) گلگونه و غازه باشد که زنان بر روی مالند. (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گلگونه باشد که زنان بر روی مالند. (جهانگیری ) (فرهنگ نظام ).
ابراهیم بن علی نجار شروانیلغتنامه دهخداابراهیم بن علی نجار شروانی . [ اِ م ِ ن ِ ع َ ی ِ ن َج ْ جا رِ ش َرْ ] (اِخ ) متخلص به خاقانی و مکنی به ابوبدیل . رجوع به خاقانی شود.
معنی آراییلغتنامه دهخدامعنی آرایی . [ م َ ] (حامص مرکب ) آراستن معنی .ابداع معنی . ایجاد و پرورش معانی عالی : به خوان معنی آرایی براهیمی پدیدآمدز پشت آزر صنعت علی نجار شروانی .خاقانی
یلغتنامه دهخدای . [ ای ] (پسوند) به آخر کلمه درآید و نشانه ٔ نکره بودن باشد و آن از انواع یاء مجهول است . شمس قیس رازی یای نکره را ذیل «حرف نکره » آورده و گوید: و آن یائی است
حذفلغتنامه دهخداحذف . [ ح َ ] (ع مص ) بیفکندن . افکندن . (دهار) (دستوراللغة). انداختن . (از منتهی الارب ). انداختن و افکندن چیزی را. || حذف از ذنب فرس ؛ گرفتن موی از دم اسپ و ب
افضلالدینفرهنگ نامها(تلفظ: afzaloddin) (عربی) برتر در دین ؛ (در اعلام) لقب ابراهیم بن علی نجار متخلص به خاقانی شاعر معروف قرنِ ششم هجری قمری ، (خاقانی شروانی).