نتیجهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پاداش، عاقبت، عملکرد ۲. اولاد، فرزندزاده، فرزند، مولود، نواده، ولد ۳. بازدهاثر، برآیند، حاصل، ماحصل، محصول ۴. سرانجام، عاقبت، عقبه ۵. بهره، ثمره، سود، فایده،
نتیجهدیکشنری فارسی به انگلیسیaftermath, age _, consequence, consequent, corollary, design, effect, end, eventuality, fruit, fruition, great-grandchild, harvest, ion_, issue, outcome, outgro
نتیجهلغتنامه دهخدانتیجه . [ ن َ ج َ / ج ِ ] (از ع ، ص ، اِ) ماحصل کار. (ناظم الاطباء). چیزی که از چیز دیگر حاصل شده باشد. (فرهنگ نظام ). هر آنچه از پیروی کاری بالضروره حاصل گردد.
نتیجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد نتیجۀ عددی، جواب، حاصلضرب، معادله جمع، مجموع، حاصلجمع، جمع کل، کل مانده، مابهالتفاوت، باقیمانده صورتحساب، حساب، چوب خط، جمع اندازۀ حرکت
از آب درآمدنفرهنگ انتشارات معین(اَ. دَ. مَ دَ) (مص ل .) نتیجه دادن ، مشخص شدن نتیجة نهایی کار یا عملی .