نتيجةدیکشنری عربی به فارسینتيجه , نتيجه منطقي , اثر , برامد , دست اورد , پي امد , حاصل , نتيجه دادن , ناشي شدن , امتياز , امتياز گرفتن , حساب امتيازات
نتیجه ٔ سنگلغتنامه دهخدانتیجه ٔ سنگ . [ ن َ ج َ / ج ِ ی ِ س َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از آتش . || آهن و مس و طلا و نقره و لعل و یاقوت و مطلق معدنیات را نیز گویند. (برهان قاطع)
نتیجه ٔ فؤادلغتنامه دهخدانتیجه ٔ فؤاد. [ ن َ ج َ / ج ِ ی ِ ف ُ آ ](ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آرزوی دل . (ناظم الاطباء).
نتیجهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پاداش، عاقبت، عملکرد ۲. اولاد، فرزندزاده، فرزند، مولود، نواده، ولد ۳. بازدهاثر، برآیند، حاصل، ماحصل، محصول ۴. سرانجام، عاقبت، عقبه ۵. بهره، ثمره، سود، فایده،