نباشةلغتنامه دهخدانباشة. [ ن ِ ش َ ] (ع اِمص ) حرفه ٔ نباش قبرها.(از اقرب الموارد) (از المنجد). عمل نباش . نباشی .
نتانةلغتنامه دهخدانتانة. [ ن َ ن َ ] (ع مص ) بدبوی گشتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از المنجد). ناخوشبوی شدن . نتونة. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). گَ
نتاشلغتنامه دهخدانتاش . [ ن ِ ] (ص ) خوش و خرم . (فرهنگ نظام ) (جهانگیری ). در سنسکریت «نیتاش » بمعنی کسی که آرزویش برآورده شده است ، و معنی فارسی مجاز آن . (فرهنگ نظام ).
نتاشلغتنامه دهخدانتاش . [ ن ُت ْ تا ] (ع ص ، اِ) مردمان عیار. (ناظم الاطباء). عیاران . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). || مردمان فرومایه و سفله . (ناظ
نباشةلغتنامه دهخدانباشة. [ ن ِ ش َ ] (ع اِمص ) حرفه ٔ نباش قبرها.(از اقرب الموارد) (از المنجد). عمل نباش . نباشی .
نتانةلغتنامه دهخدانتانة. [ ن َ ن َ ] (ع مص ) بدبوی گشتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از المنجد). ناخوشبوی شدن . نتونة. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). گَ
نتاشلغتنامه دهخدانتاش . [ ن ِ ] (ص ) خوش و خرم . (فرهنگ نظام ) (جهانگیری ). در سنسکریت «نیتاش » بمعنی کسی که آرزویش برآورده شده است ، و معنی فارسی مجاز آن . (فرهنگ نظام ).
نتاشلغتنامه دهخدانتاش . [ ن ُت ْ تا ] (ع ص ، اِ) مردمان عیار. (ناظم الاطباء). عیاران . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). || مردمان فرومایه و سفله . (ناظ