نبودلغتنامه دهخدانبود. [ ن َ ] (مص مرخم ، اِمص ) نبودن . نابودن . عدم . نیستی . مقابل بود: بود و نبودش یکی است ؛ وجود و عدمش بی تفاوت است .
لَمْ يَکُفرهنگ واژگان قرآننبود ونيست (عبارت "لَمْ يَکُ يَنفَعُهُمْ " این چنین نبوده ونیست که به آنان سود برساند)