نبشلغتنامه دهخدانبش . [ ن َ ] (اِ)ملتقای خارجی دو سطح عمود بر یکدیگر که بوسیله ٔ سطح کم عرضی به هم پیوندند و زاویه ٔ قائمه تشکیل دهند.- نبش کوچه (خیابان ) ؛ ملتقای دو دیوار عمو
نبشلغتنامه دهخدانبش . [ ن َ ] (ع مص ) هویداکردن چیز پنهان . (فرهنگ نظام ) (از اقرب الموارد). پیدا کردن نهانی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آشکار کردن راز را. (از معجم متن اللغ
نبشلغتنامه دهخدانبش . [ ن َ ب َ ] (ع ص ) شتر که در سپل آن نشانی باشد، و آن در زمین ظاهر گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شتری که در سپل آن نشانی باشد که در زمین ظاهر گردد. (ناظ
نبشدارلغتنامه دهخدانبشدار. [ ن َ ] (نف مرکب ) آجر نبش دار؛ در اصطلاح بنایان ، آجری که هر سوی قطر آن هموار و بی شکستگی باشد. (یادداشت مؤلف ).