نباءلغتنامه دهخدانباء. [ ن ُ ] (ع اِ) ج ِ نبی . (معجم متن اللغة) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (المنجد). رجوع به نَبی ٔ شود.
نباءلغتنامه دهخدانباء. [ ن َ ب َءْ ] (ع اِ) آگاهی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (دهار). خبر. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات از منتخب اللغات و کشف اللغات ) (ناظم ال
نباءلغتنامه دهخدانباء. [ ن ِ ] (ع مص ) مناباة. (ناظم الاطباء). در منتهی الارب و اقرب الموارد و محیط المحیط دیده نشد.
نباءلغتنامه دهخدانباء. [ ن َ ب َءْ ] (اِخ ) (الَ ...) سوره ٔ هفتادوهشتمین از قرآن ، مکیه و آن چهل آیت است ، پس از سوره ٔ مرسلات و پیش از نازعات قرار گرفته و با این آیت آغاز می ش
نباعةلغتنامه دهخدانباعة. [ ن َب ْ با ع َ ] (ع اِ) دبر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سرین . (ناظم الاطباء). اِست . (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). مقعد. نشی
نباعةلغتنامه دهخدانباعة. [ ن َب ْ با ع َ ] (ع اِ) دبر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سرین . (ناظم الاطباء). اِست . (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). مقعد. نشی
جاندانهلغتنامه دهخداجاندانه .[ دا ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) از پیش سر جائی را گویند که در کودکی نرم و جهنده میباشد. و بعربی یافوخ گویند. (برهان ) (آنندراج ). در لهجه ٔ شیرازی یافوح ،
بانگلغتنامه دهخدابانگ . (اِ) فریاد. آواز بلند. (برهان قاطع) (آنندراج ). صوت . آوا. صیحة. (ترجمان القرآن ). صراخ ، هیاهو. صیاح ، نعره . غو. (فرهنگ اسدی ). بان . (فرهنگ اسدی ). ند