ناروالدیکشنری فارسی به انگلیسیespecially, freakish, peculiar, queer, rousing, unaccustomed, uncanny, unique, unlike, unnatural, unorthodox, unrepresentative, untypical, unusual, unwonted, we
نوالغتنامه دهخدانوا. [ ن َ ] (اِ) وسایل زندگی . آنچه زندگی رادرخور است . (سعید نفیسی ، تعلیقات تاریخ بیهقی ، از حاشیه ٔ برهان چ معین ). روزی . قوت . (جهانگیری ) (انجمن آرا) (بر
نیزه ماهیلغتنامه دهخدانیزه ماهی . [ ن َ / ن ِ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح جانورشناسی ) پستانداری است از راسته ٔ قطاس ها یا آب بازان که یک گونه را شامل می شود و در دریاهای شمالی نیمک