ناکوریلغتنامه دهخداناکوری . (اِخ ) (شیخ ...) حسین ناکوری . از عرفای هند است . او راست : تفسیر قرآن و شرحی بر سوانح العشاق غزالی و شرح قسم سوم مفتاح العلوم سکاکی . وی به سال 901 هَ
ناکوریلغتنامه دهخداناکوری . (اِخ ) حمیدالدین . از مریدان شیخ شهاب الدین سهروردی و از عارفان و شاعران قرن هفتم هجری است . وی در ولایت ناکور هندوستان به زراعت اشتغال داشت و از دست م
ناجوریدیکشنری فارسی به انگلیسیclash, disagreement, discrepancy, diversity, impropriety, ineptness, maladjustment, misfit, spottiness, variance
ناتوریسملغتنامه دهخداناتوریسم . (فرانسوی ، اِ) بر آن عده از مذاهب ابتدائی اطلاق میگردد که برای مظاهر طبیعت مانند آسمان ، آفتاب ، ماه ، آتش و کوهها و غیره شخصیت و احترام قائل هستند.
نازوریلغتنامه دهخدانازوری . (حامص مرکب ) بی طاقتی . (آنندراج ). ضعف . سستی . (ناظم الاطباء). بی زور بودن .
ناسوریلغتنامه دهخداناسوری . (اِ) گلو. حلقوم . (برهان قاطع) (آنندراج ). گلو. حلقوم . حلق . (ناظم الاطباء).