ناکثینلغتنامه دهخداناکثین . [ ک ِ ] (اِخ ) لقبی است که امیرالمؤمنین علی به اهل وقعه ٔ جمل میدهد. (یادداشت مؤلف ). کسانی که در مدینه با علی بن ابیطالب بیعت کردند و در بصره عهد خو
ناکثینفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. =ناکث۲. کسانی که در مدینه با علیبن ابیطالب بیعت کردند و در بصره عهد خود را شکستند و با او جنگ کردند.
ناکینلغتنامه دهخداناکین . (اِخ ) از دهات دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان است ، در 22 هزارگزی مشرق رزن و 3 هزارگزی عین آباد. در دامنه ٔ سردسیری واقع است و 165 تن سکنه دارد. آب
قاسطینلغتنامه دهخداقاسطین . [ س ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قاسط در حالت نصبی و جری . رجوع به قاسط شود || (اِخ ) لقب آن دسته از اهل صفین که در صف معاویه بودند دربرابر ناکثین یعنی اصحاب جمل
مارقینلغتنامه دهخدامارقین . [ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مارق . || (اِخ ) خوارج بر امیرالمؤمنین علی علیه السلام . مقابل ناکثین و قاسطین . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : دست از حمایت قاسط
ابوبکر بردعیلغتنامه دهخداابوبکر بردعی . [ اَ بو ب َ رِ ب َ دَ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ. محمدبن اسحاق بن ندیم صاحب الفهرست به سال 340 هَ . ق . او را دیده است . یکی از فقهاء خوارج شراة است و
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن المفلح الطرابلسی الشامی ، مکنی به ابن منیر. در سنه ٔ 473 هَ .ق . در طرابلس که از بلاد شام است تولد یافته و بنام جدش که احمدبن مفلح ب
ناکینلغتنامه دهخداناکین . (اِخ ) از دهات دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان است ، در 22 هزارگزی مشرق رزن و 3 هزارگزی عین آباد. در دامنه ٔ سردسیری واقع است و 165 تن سکنه دارد. آب