ناژینلغتنامه دهخداناژین . (اِ) درخت پشه غال را گویند.(برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شجرةالبق .
سارشکدارلغتنامه دهخداسارشکدار. [ رَ ] (اِ مرکب ) سارخکدار. (جهانگیری ). درخت پشه غال . (برهان ). نام درختی است که ثمر آن پشه است و آن را آغال پشه ، و پشه دار، و لامشکر، و به عربی شج
آغال پشهلغتنامه دهخداآغال پشه . [ پ َش َ / ش ِ ] (اِ مرکب ) نام درختی که آن را به عربی شجرةالبق گویند. پشه غال . سارخکدار. سارشکدار. لامشگر. کژم . کنجک . ناژین . پشه خار. پشه دار. د
سدهلغتنامه دهخداسده . [س َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) (از: سد = صد + ه ، پسوند نسبت ) لغةً بمعنی منسوب بشماره ٔ سد (صد). درباره ٔ علت انتساب این جشن بشماره ٔ مزبور گفته های بسیار آور