ناپذیرلغتنامه دهخداناپذیر. [ پ َ ] (نف مرکب ) ناپذیرنده . نپذیرنده . ناپذیرا. که قابل نیست . که نمی پذیرد. که قبول نمی کند.ترکیب ها:- آشتی ناپذیر . اجتناب ناپذیر. اصلاح ناپذیر.امک
ناپذیرالغتنامه دهخداناپذیرا. [ پ َ ] (نف مرکب ) ناپذیر. نپذیرنده . که پذیرا نیست . قبول نکننده . مقابل پذیرا. رجوع به پذیرا شود.
ناپذیرالغتنامه دهخداناپذیرا. [ پ َ ] (نف مرکب ) ناپذیر. نپذیرنده . که پذیرا نیست . قبول نکننده . مقابل پذیرا. رجوع به پذیرا شود.
ناپذیرندهلغتنامه دهخداناپذیرنده . [ پ َ رَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) ناپذیر. ناپذیرا. نپذیرنده . مقابل پذیرنده .
ناپذیرفتنیلغتنامه دهخداناپذیرفتنی . [ پ َ رُ ت َ ](ص لیاقت ) قبول نکردنی . غیرقابل قبول . باورنکردنی .
ناپذیرفتهلغتنامه دهخداناپذیرفته . [ پ َ رُ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نامقبول . مردود. قبول نشده . مستجاب نشده . تصویب نشده : عذرهای دگرم هست و نگویم زین بیش ناپذیرفته بود عذر چو بسیار