ناپاکیفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیعفتی، پلیدی، فجور، فسق، نانجیبی ۲. آلودگی، غش ۳. چرکینی، دناست ۴. احتلام، جنابت ≠ پاکی
ناپاکیلغتنامه دهخداناپاکی .(حامص مرکب ) نادرستی . بداخلاقی . (ناظم الاطباء). خبث .خباثت . بدجنسی . نابکاری . بد سریرتی . شرارت . گربزی بیش از حد : و زنان ناقص عقل و دینند، از ناپا
ناپاکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اکی، کثافت، چرک▼، نجاست، آلودگی، آلایش، فساد، عفونت پلیدی، شر بیعفتی ادبار، نادرستی آشغال، لجن، گنداب▼
ناپاکفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیعصمت، بیعفت، زناکار، شهوی، نانجیب ۲. آلوده، آلوده، پلشت، پلید، چرکین، کثیف، متنجس، ملوث ۳. بینماز، جنب، محتلم، نجس ۴. حرام ≠ پاک طاهر، طیب، منزه، مهذب، نظی
ناپایدارفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیثبات، تغییرپذیر، فانی، گذرا، متزلزل، متغیر ۲. مذبذب، هرهریمسلک ≠ پایدار