ناویةلغتنامه دهخداناویة. [ ی َ ] (ع ص ) اشتر فربه . (مهذب الاسماء). ناقه ٔ فربه . (آنندراج ). تأنیث ناوی است : ناقةناویة؛ ناقه ٔ فربه . (از اقرب الموارد). ج ، نِواء.
ناجیةلغتنامه دهخداناجیة. [ ی َ ] (اِخ ) منزلی است مردم بصره را در طریق مدینه بعد از اُنال و قبل از قُوارة، بدون آب است . (معجم البلدان بنقل از سکونی ).
ناجیةلغتنامه دهخداناجیة. (اِخ ) محله ای است در بصره . (ازمعجم البلدان ). موضعی است در بصره . (منتهی الارب ).
ناجیةلغتنامه دهخداناجیة. [ ی َ ] (اِخ ) آبی است از آن بنی قرة [ از بنی اسد ] . (از معجم البلدان به نقل از اصمعی ). آبی است بنی اسد را. (منتهی الارب ).
ناجیةلغتنامه دهخداناجیة. [ ی َ ] (اِخ ) ابن الاعجم ، از صحابه ٔ پیغمبر اسلام است . رجوع به امتاع الاسماع ج 1 ص 284 و 273 شود.
نواءلغتنامه دهخدانواء. [ ن ِ ] (ع ص ،اِ) ج ِ ناو. رجوع به ناو (ع ص ) و ناویة شود. || (مص ) دشمنی کردن با هم . (از صراح اللغة) (از اقرب الموارد). || مفاخره و معارضه کردن با یکدیگ
نوایةلغتنامه دهخدانوایة. [ ن َ / ن ِ ی َ ] (ع مص )فربه شدن شتر. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). فربه گردیدن ناقه . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نَی ّ. (منتهی الارب ) (اقرب الموار
scapulaدیکشنری انگلیسی به فارسیناحیه گردن، کتف، شانه، استخوان کتف، کمربند شانه ای، استخوان سرشانه، عظم کتف