ناولیقلغتنامه دهخداناولیق . (اِخ ) دهی است از دهستان اوچ تپه ٔ بخش ترکمان شهرستان میانه ، در 14 هزارگزی جاده ٔ شوسه ٔ تبریز به میانه . در منطقه ای کوهستانی و معتدل هوا واقع است و
ناولیقواژهنامه آزاد(آذری) نولیق؛ محل رویش درختان بلند و تنومند که در قدیم به عنوان ناودانی یا حوضچه های آبخوری دام از آن ها استفاده می شد (نو، در واژۀ نولیق، به معنی ناودانی است).
ارمنیاقلغتنامه دهخداارمنیاق . [ اَ م ِ ] (اِخ ) یکی از نواحی روم قدیم : و اما آن یازده ناحیت [ از روم ] که بر مشرق خلیج است نام وی این است : برقسیس ، ابسیق ، انطماط، سلوقیه ، ناطلی
خالدیهلغتنامه دهخداخالدیه . [ ل ِ دی ی َ ] (اِخ ) نام ناحیتی بوده است بر مشرق خلیج قسطنطنیه . نویسنده ٔ حدود العالم آرد : «و اما آن یازده ناحیت که بر مشرق خلیج (خلیج قسطنطنیه ) اس
ابسیقلغتنامه دهخداابسیق . [ اُ ] (اِخ ) یکی از نواحی آسیای صغیر. اماآن یازده ناحیت که بر مشرق خلیج است (ظاهراً بحر مرمره ) نام وی این است : برقسیس . ابسیق . انطماط (ظ: ابطیماط).