ناواردلغتنامه دهخداناوارد. [ رِ ] (ص مرکب ) ناشی . تازه کار. غیرماهر. ناآشنا به کار. که در کاری وارد و ماهر و متبحر نیست . ناپخته کار. ناورزیده . نااستاد. بی تجربه . ناواقف . || ن
ناواردیلغتنامه دهخداناواردی . [ رِ ] (حامص مرکب ) عدم تبحر و استادی و مهارت . تازه کاری . بی اطلاعی . ناواقفی . بی وقوفی . بی تجربگی .
ناوردفرهنگ مترادف و متضاد۱. آرزم، آورد، جنگ، رزم، ستیز، نبرد ۲. جولانگاه، رزمگاه، عرصه، میدان ۳. جولان
ناواردیلغتنامه دهخداناواردی . [ رِ ] (حامص مرکب ) عدم تبحر و استادی و مهارت . تازه کاری . بی اطلاعی . ناواقفی . بی وقوفی . بی تجربگی .