ناهمنواییnonconformityواژههای مصوب فرهنگستانبیان عقاید و قضاوتها یا انجام دادن اعمالی که با عقاید و قضاوتها یا اعمال سایر مردم یا معیارهای یک گروه یا نهاد مغایرت داشته باشد
ناهملغتنامه دهخداناهم . [ هَِ ] (ع ص ) صارخ . (المنجد). نعت فاعلی از نهم و نهمة است . رجوع به نهم شود.
ناهملغتنامه دهخداناهم . [ هَِ ] (ع ص ) صارخ . (المنجد). نعت فاعلی از نهم و نهمة است . رجوع به نهم شود.
ناهم کرانگیلغتنامه دهخداناهم کرانگی . [ هََ ک َ ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) هم کرانه نبودن . مقابل هم کرانگی . رجوع به هم کرانگی و ناهم کرانه شود.
ناهم کوکلغتنامه دهخداناهم کوک . [ هََ ] (ص مرکب ) که هم کوک نیست . سازی که سیم هایش کوک نباشد. مقابل هم کوک .