ناهمخوانیinconsistencyواژههای مصوب فرهنگستاننبود سازگاری در بین مؤلفههای مختلف یک سامانه متـ . ناسازگاری 2
ناهمخوانinconsistentواژههای مصوب فرهنگستانویژگی سامانهای که بین مولفههای مختلف آن سازگاری وجود نداشته باشد متـ . ناسازگار
ناهملغتنامه دهخداناهم . [ هَِ ] (ع ص ) صارخ . (المنجد). نعت فاعلی از نهم و نهمة است . رجوع به نهم شود.
منافات داشتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. فرق داشتن، اختلاف داشتن، تفاوت داشتن ۲. نقیض بودن، تضاد داشتن، ناهمخوانی داشتن، ناسازگار بودن، ناسازگاری داشتن، تضاد داشتن، ناهمخوان بودن
صفتلغتنامه دهخداصفت . [ ص ِ ف َ ] (ع مص ) در عربی بصورت «صفة» و در فارسی «صفت » نویسند. چگونگی کسی گفتن و آن مشتق از وصف است . (مقدمه ٔ لغت میر سید شریف ). بیان کردن حال و علام