نان و پنیرلغتنامه دهخدانان و پنیر. [ ن ُ پ َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) در تداول ، مختصر غذا. غذای اندک و مختصر. غذائی ساده و به دور از تکلف : نان و پنیری با هم خوردیم ؛ مختصر غذائی صر
پنیرلغتنامه دهخداپنیر. [ پ َ ] (اِ) نانخورشی است از شیر کلچیده و آن چنان است که شیر را پس از نیم گرم کردن با مقداری معلوم از مایه ای که در شیردان بره است (یعنی انفحه ) بیامیزند
نانلغتنامه دهخدانان . (اِ) پهلوی : نان ، ارمنی : نکن (نان پخته در خاکستر) ، مأخوذ از پهلوی ، نیکان = پارسی : نیگان ، بلوچی : نگن و نظایر آن ، از ایرانی باستان : نگن ، منجی : ن
جنجنانیلغتنامه دهخداجنجنانی . [ ج َ ج َ ] (اِ) لفظی است که در مقام ستایش و تحسین چیزی گویند. (آنندراج ) : خوش مائده ایست آسمانی با نان و پنیر جنجنانی .محسن تأثیر (از آنندراج ).
کشکنهلغتنامه دهخداکشکنه . [ ک َ ک ِ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) مخفف کشکینه است که نان جو است و بعضی گفته اند نانی باشد که از آرد جو و آرد باقلا وآرد گندم و آرد نخود فراهم آورند یعنی