نَادَتْهُفرهنگ واژگان قرآناو را ندا داد(فاعل مؤنث) - او را صدا زد(فاعل مؤنث) (ندا به معناي صدا زدن و خواندن با صداي بلند است )
نابتةلغتنامه دهخدانابتة. [ ب ِ ت َ ] (ع ص ) مؤنث نابت . (اقرب الموارد). || جوان نوخاسته از شتران و فرزندان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (المنجد). نوخاسته از فرزندان خواه پسر باشد
نانتلغتنامه دهخدانانت . (اِخ ) از شهرهای فرانسه و کرسی ایالت لوار سفلی است ، متجاوز از 197000 تن جمعیت دارد و درقسمت غربی فرانسه بر ساحل رود لوار واقع است و مرکز کشتی رانی و بزر
Nepenthesدیکشنری انگلیسی به فارسینپنتها، داروی غمزدا، چیزی که غم و غصه را از بین میبرد، چیزی که غم و غصه را بزداید
خشک نانلغتنامه دهخداخشک نان . [ خ ُ ] (ص مرکب ) نان خشک . نان ته مانده ٔ سفره ها که در مطبخ جمع آرند و تر یا خشک آن را بگدایان دهند. (یادداشت بخط مؤلف ) : همی دربدر خشک نان باز جس