نامدیکشنری فارسی به انگلیسیappellation, cognomen, denomination, first name, forename, name, reputation, repute, title
ناملغتنامه دهخدانام . (اِ) لفظی که بدان کسی یا چیزی را بخوانند. اسم . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) (از فرهنگ نظام ). اسم علم چیزی . (بهار عجم ) (آنندراج ). اسم . (السامی ) (دان
ناملغتنامه دهخدانام . [ مِن ْ ] (ع ص ) نما المال نموا، زاد و کثر، فهو نام . نماالانسان ، سمن ، فهو نام . (معجم متن اللغة). رجوع به نامی شود.
روستای گون گورمزواژهنامه آزادنام این روستا به یک روایت برگرفته از نام نماز صبح است که طلوع آفتاب را نمی بیند
نقشعنوانtitle role/ title-role, name part, title part/ title-part, title characterواژههای مصوب فرهنگستانشخصیت اصلی نمایش یا فیلم که نام نمایشنامه یا فیلم از او گرفته شده است
خالسیداسلغتنامه دهخداخالسیداس . [ دِ اُ ] (اِخ ) نام نماینده ٔ اسپارت است که با تیسافرن (والی لیدیه از طرف داریوش ) معاهده بست و مضمون آن معاهده چنانکه توسیدیدمی گوید چنین بوده است
باربیه د سویللغتنامه دهخداباربیه د سویل . [ ی ِ دُ س ِ ] (اِخ ) نام نمایش نامه ٔ کمدی است در چهار پرده به نثر که بومارشه نویسنده ٔ فرانسوی بسال 1775 م . آنرا نوشته ، و حسن ره آورد آنرا ب
غفیلةلغتنامه دهخداغفیلة. [ غ ُ ف َ ل َ] (ع اِ) نام نمازی است از نمازهای نافله که میان نماز مغرب و عشاء خوانده میشود، و آن دو رکعت است . دررکعت اول پس از حمد این آیات را میخوانند: