نامیلهلغتنامه دهخدانامیله .[ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ شهرستان ملایر، در سه هزارگزی جنوب ملایر و یک هزارگزی مغرب جاده ٔ ملایر به اراک . در جلگه ای معتدل با هوای مالاری
نأملةلغتنامه دهخدانأملة. [ ن َءْ م َ ل َ ] (ع مص ) رفتارِ بندی و رفتن آن . (منتهی الارب ) . رفتن مردی که مقید و دربند است یا رفتن به شیوه ٔ کسی که دربند است : نأمل المقید نأمل
ناملةلغتنامه دهخداناملة. [ م ِ ل َ ] (ع ص ) تأنیث نامل است . (ازالمنجد). زن سخن چین . نمامة. رجوع به نامل شود. || راه پاسپرده ٔ بسیار مسلوک . (منتهی الارب ).
نأملةلغتنامه دهخدانأملة. [ ن َءْ م َ ل َ ] (ع مص ) رفتارِ بندی و رفتن آن . (منتهی الارب ) . رفتن مردی که مقید و دربند است یا رفتن به شیوه ٔ کسی که دربند است : نأمل المقید نأمل
ناملةلغتنامه دهخداناملة. [ م ِ ل َ ] (ع ص ) تأنیث نامل است . (ازالمنجد). زن سخن چین . نمامة. رجوع به نامل شود. || راه پاسپرده ٔ بسیار مسلوک . (منتهی الارب ).
نامیدهلغتنامه دهخدانامیده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) موسوم . (یادداشت مؤلف ). || مترجم . (یادداشت مؤلف ).
نامیةلغتنامه دهخدانامیة. [ ی َ ] (ع ص ) تأنیث نامی است . بالان . بالنده . نمو کننده . رجوع به نامی شود. || (اِ) آفرینش خدای تعالی . منه قوله : لاتمثلوا بنامیة اﷲ؛ یعنی الخلق لأ