نامتجانسلغتنامه دهخدانامتجانس . [ م ُ ت َ ن ِ ] (ص مرکب ) ناهمجنس . که از یک جنس نیست . نامشابه . || نامأنوس . با هم ناگنجنده . ناموءالف . ناسازگار.
نامجانسلغتنامه دهخدانامجانس . [ م ُ ن ِ ] (ص مرکب ) ناموافق . ناهمجنس . نامأنوس . مقابل مجانس . رجوع به مجانس شود.
همجوشی دادههاdata fusionواژههای مصوب فرهنگستانیکپارچگی دادههای گرفتهشده از منابع مختلف و نامتجانس متـ . همآمیزی دادهها
ناهمگنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ت] ناهمگن، نامتجانس متغیر، همواره متغیر بیشکل، بههمریخته، آشفته زبر بیشباهت، متفاوت، نامشابه جوراجور، متنوع ناسازگار، تطبیقناپذیر بیقاعده، غی
گزینشselection 2واژههای مصوب فرهنگستانتشخیص افراد یا رگههایی که در یک جمعیت نامتجانس برتر از دیگران هستند متـ . انتخاب