۱. آنچه کامل نیست: اطلاعات ناقص.
۲. معیوب: عضو ناقص.
۳. (اسم، صفت) [قدیمی] چیزی یا کسی که به حد کمال نرسیده.
۱. آهمند، عیبناک، معیوب، ویدا
۲. غیرکامل، کم، ناتمام، نارسا ≠ کامل
abortive, bum, defective, deficient, deformed, halfway, imperfect, inchoate, incomplete, incompletely, lean, malformed, misshapen, monstrous, odd, partial, ragged, scant, vicious, wanting