نعامیلغتنامه دهخدانعامی . [ ن ُ ما ] (ع اِ) باد جنوب . (مهذب الاسماء). باد جنوب ، یا باد مابین جنوب و صبا. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از متن ال
نَّاعِمَةٌفرهنگ واژگان قرآنآن کس که از شادی در پوست خود نمی گنجد - آن کس که نعمتی به او رسیده است (کلمه ناعمه در عبارت "وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ "يا از نعومة است ، که به معنی بهجت و
ناامیدیفرهنگ مترادف و متضادبدبختی، بیبهرگی، بینصیبی، حرمان، دلسردی، ناکامی، نامرادی، نومیدی، یاس ≠ امیدواری رجا
زروبالغتنامه دهخدازروبا. [ ] (اِخ ) ابن ماجوه الناعمی الحمصی . یکی از نقله و مترجمین ، از لغات دیگر به زبان عربی . (ابن الندیم ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زروبا (زوربا) ابن ماجوه
ابن ناعمهلغتنامه دهخداابن ناعمه . [ اِ ن ُ ع ِ م َ ] (اِخ ) عبدالمسیح بن عبداﷲ الحمصی یا الرهاوی الناعمی . از نقله و مترجمین به عربی و سریانی است . او راست شروح اسکندر افرودیسی بر سو