نائراتلغتنامه دهخدانائرات . [ ءِ ] (ع اِ) ج ِ نائره . نایرات : و صرصر نایرات فتن و بلا ایشان را به خاک فنا نسپرده بود، بدو متصل شدند. (جهانگشای جوینی ).
ناحراتلغتنامه دهخداناحرات . [ ح ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ناحرة. (ناظم الاطباء). ج ِ نحیرة. (منتهی الارب ). رجوع به ناحرة شود.
ناشراتلغتنامه دهخداناشرات . [ش ِ ] (ع اِ) بادهای تند. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (منتخب اللغات ). بادهائی که باران می آورند. (ناظم الاطباء). || ملائکه ای که رحمت خداوندی را منتشرکر