ناشتالغتنامه دهخداناشتا. [ ش ْ /ش ِ ] (ص ) ناهار را گویند که از بامداد باز چیزی نخوردن است . (برهان قاطع) . به معنی نهار که از دیرگاه چیزی نخورده باشد و آن را ناشتاب نیز گویند. (
ناشتا شکستنلغتنامه دهخداناشتا شکستن . [ ش ِ ش ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) ناهار کردن . اندک چیزی خوردن . (آنندراج ) (برهان قاطع). اندک چیزی خوردن . (فرهنگ نظام ). تسلیف . تَلَمﱡج . تَلمیج .
افطار کردنلغتنامه دهخداافطار کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) روزه شکستن .روزه گشادن . افطار. ناشتا شکستن . روزه بازکردن . (یادداشت مؤلف ) : اگر باتفاق شبی در وثاق او بماندی بقرصی جوی
خوردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت خوردن، تناول کردن، صرفکردن، میل کردن بلعیدن، فروبردن، قورتدادن، بالا انداختن جویدن▼ سیر شدن، دلی ازعزادرآوردن، چیزی بهناف کشیدن چشیدن، مزهکردن، ناخ
تلهنلغتنامه دهخداتلهن . [ ت َ ل َهَْ هَُ ] (ع مص ) ناهاری کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ). ناشتا شکستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تعلل کردن به ناشتایی .
هیضةلغتنامه دهخداهیضة. [ هََ ض َ ] (ع مص ) بازگردان کردن غم واندوه یا خوگر شدن بدان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || بازگشتن بیماری بعد بیماری . (منتهی الارب ) (آن