ناشئةلغتنامه دهخداناشئة. [ ش ِ ءَ ] (ع ص ) تأنیث ناشی ٔ. رجوع به ناشی ٔ شود. || الجاریة اذا شبت . (المنجد). دختر که از حد صغر گذشته باشد. (منتهی الارب ). || (اِ) ناشئة اللیل ؛ س
نَاشِئَةَفرهنگ واژگان قرآنحادثه - ايجاد شده (در عبارت "نَاشِئَةَ ﭐللَّيْلِ " به قولي منظور از حادثه شب همان نماز شب است)
نَادِيَهفرهنگ واژگان قرآناهل مجلس و انجمنش (کلمه نادي به معناي مجلس است ، و در عبارت "فَلْيَدْعُ نَادِيَه " مراد از مجلس ، اهل مجلس است ، ميفرمايد : وقتي او را گرفتيم اهل مجلس خود را به
نَاشِئَةَفرهنگ واژگان قرآنحادثه - ايجاد شده (در عبارت "نَاشِئَةَ ﭐللَّيْلِ " به قولي منظور از حادثه شب همان نماز شب است)
وَطْئَاًفرهنگ واژگان قرآنقدم نهادن (و عبارت "إِنَّ نَاشِئَةَ ﭐللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئَاً " (:حادثه شب شديدترين قدم نهادن است) و حادثه شب كنايه از نماز شب استو اشاره دارد به اينکه ا
ناشیلغتنامه دهخداناشی ٔ. [ ش ِءْ ] (ع ص ) کودک و دختر که از حد صِغَر گذشته باشند، للذکر و الانثی .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). دختر یا پسری که از حد صغر گذشته وارد
فارسکوریلغتنامه دهخدافارسکوری . [ رَ ری ] (اِخ ) عمربن محمدبن ابی بکر. ادیب از علمای عرب و منسوب به فارسکور از قریه های مصر که زادگاه و آرامگاه او بود. وی در دمیاط در گذشت . از کتاب
برخاستنلغتنامه دهخدابرخاستن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) برخیزیدن . خاستن . ایستادن . بلند شدن . برپا ایستادن . بپا شدن . پا شدن . برپا شدن . متصاعد شدن . قیام . قیام کردن . قوم . قومة