نازفرهنگ مترادف و متضاد۱. ادا، اطوار، دلال، شیوه، عشوه، غمزه، غنج، قر، کرشمه ۲. جمیل، خواستنی، دلجو، ظریف، قشنگ، محبوب، نازنین ۳. تفاخر، فخر، نازش ۴. دلجویی، ملاطفت، نوازش ۵. آسایش، ر
گران نازفرهنگ نامها(تلفظ: gerān nāz) دارای ناز ، کرشمه و غمزهی فراوان ؛ دارنده ی قشنگی و زیبایی زیاد ؛ (به مجاز) جذاب و خوشایند.
چینی نازلغتنامه دهخداچینی ناز. (ص مرکب ) دارای ناز و کرشمه ٔ چینی . با کرشمه و غنج و دلال چون چینیان : گفت رومی عروس چینی نازکای خداوند روم و چین و طراز.نظامی .