ناپالودنیلغتنامه دهخداناپالودنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) که قابل پالودن نیست . که ازدر ترویق و تصفیه نیست . که نتوان آن را صافی و مروق کرد. مقابل پالودنی .
ناپالودهلغتنامه دهخداناپالوده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) غیرمصفی . غیرمروق . صافی نکرده . تصفیه نشده . مقابل پالوده . رجوع به پالوده شود: شهد، انگبین ناپالوده . (مهذب الاسماء).
عشوه آگینلغتنامه دهخداعشوه آگین . [ ع ِش ْ وَ / وِ ] (ص مرکب ) نازآلود. دارای ناز. باکرشمه .دلفریب . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به عشوه شود.
نازنینفرهنگ مترادف و متضاددلربا، دوستداشتنی، زیبا، ظریف، قشنگ، گرامی، ناز، نازآلود، نازپرورد، نازپرورده
ناپالودنیلغتنامه دهخداناپالودنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) که قابل پالودن نیست . که ازدر ترویق و تصفیه نیست . که نتوان آن را صافی و مروق کرد. مقابل پالودنی .
ناپالودهلغتنامه دهخداناپالوده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) غیرمصفی . غیرمروق . صافی نکرده . تصفیه نشده . مقابل پالوده . رجوع به پالوده شود: شهد، انگبین ناپالوده . (مهذب الاسماء).