نارویکلغتنامه دهخدانارویک . (اِخ ) بندری است در مملکت نروژ بر کناره ٔ خلیخ افوتن فیورد و 12500 تن جمعیت دارد.
نارویلغتنامه دهخداناروی . [ رَ / رُ ] (حامص مرکب ) عمل نارو. رجوع به نارو شود. || ناروانی . نارایجی : ناروی کار.
ناروییواژهنامه آزادبرگرفته از کوه نارون از کوهستان های افغانستان است و به معنی کسی که بسیار تنومند و بااستقامت است. یکی از طوایف بلوچی است که اصالت آنها به سرزمین دمشق و شام سوری
ناروینواژهنامه آزادهم رنگ انار، نامی دخترانه، زیبا رو، انارگون نور و شادی ناروین معنی نور و شادی نمی دهد.
نارویلغتنامه دهخداناروی . [ رَ / رُ ] (حامص مرکب ) عمل نارو. رجوع به نارو شود. || ناروانی . نارایجی : ناروی کار.
ناروینواژهنامه آزادهم رنگ انار، نامی دخترانه، زیبا رو، انارگون نور و شادی ناروین معنی نور و شادی نمی دهد.
کلف بازلغتنامه دهخداکلف باز. [ ک َ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان نارویی است که در بخش شیب آب شهرستان زابل واقع است و 415 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).