175 مدخل
آمیخته، غشدار، ناسره ≠ خالص
gross, impure, mixed
ناخالص . [ ل ِ ](ص مرکب ) غیرخالص . مقابل خالص . رجوع به خالص شود.
مقوله: کمیت ص، ناصاف، ناسره، ناپاک چرک، نجس، کثیف قبیح، زشت
(ل ) [ فا - ع . ] (ص .) آن چه که خالص نباشد، مغشوش . مق خالص .
ناپالوده
dopant
إِجْمالي
dross, impurity
مادهای که ناخواسته با مادۀ مورد نظر آمیخته شده است
زدودن ناخالصی بهکمک سامانههای واپایشی تصفیة آب
ناخالص