ناتولغتنامه دهخداناتو. [ ت َ / ت ُ ] (ص مرکب ) ناموافق و سخت . (فرهنگ نظام ). که نتابد. بد. (یادداشت مؤلف ). در تداول عام ، ناقلا. خطرناک . موذی .
ناتولغتنامه دهخداناتو. [ ت ُ ] (اِخ ) علامت اختصاری «سازمان پیمان آتلانتیک شمالی » است که از حروف اول همین کلمات به انگلیسی تشکیل شده است .ناتو یک سازمان جهانی است که گروهی از ک
ناتوفرهنگ انتشارات معین( ~. ) [ انگ . ] (اِ.) علامت اختصاری سازمان پیمان آتلانتیک شمالی پیمانی نظامی که در چهارم آوریل 1949 بین کشورهای بلژیک ، فرانسه ، لوکزامبورگ ، هلند، انگلستان ،
نعتولغتنامه دهخدانعتو. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حمام بخش جنت آباد شهرستان مشهد، در 42 هزارگزی شمال غربی صالح آباد در دامنه ٔ معتدل هوائی واقع است و 145 تن سکنه دارد
ناتوانلغتنامه دهخداناتوان . [ ت َ ] (ص مرکب ) علیل . بیمار. (ناظم الاطباء). مریض . رنجور. دردمند : بادا دل محبش همواره با نشاطبادا تن عدویش پیوسته ناتوان . فرخی .هر چند ناتوانیم ا
ناتوانفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیحال، بیزور، درمانده، رنجور، زبون، سست، ضعیف، عاجز، علیل، کمزور، مریض، نحیف، نزار ۲. عنین ۳. فرسوده، قاصر، کاهل، کمجثه ≠ توانمند