نابرادریلغتنامه دهخدانابرادری . [ ب َ دَ ] (اِ مرکب ) برادر پدری . برادر مادری . تنها از سوی پدر یا مادر برادر تو است .
نابرادریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبرادری که با خواهر یا برادر دیگر خود از یک پدر، مادر، یا پدر و مادر نباشد.
نابرداریلغتنامه دهخدانابرداری .[ ب ُ ] (حامص مرکب ) بی صبری . ناشکیبائی . (ازناظم الاطباء). || ناچاری . لاعلاجی . (ناظم الاطباء).
نابرابری: تفاوت مقدار یا درجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت م] نابرابری: تفاوت مقدار یا درجه، عدم تساوی تمایز، برتری کهتری ناهمگنی رنگارنگی، تفاوت سنگینتر بودن، سنگینی، گرانش سَبُکی عدم کفایت
نابرابریinequality 1واژههای مصوب فرهنگستانگزارهای حاکی از اینکه کمیتی نسبت به کمیت دیگر، کوچکتر، کوچکتر یا مساوی، بزرگتر، بزرگتر یا مساوی است
دادراندرلغتنامه دهخدادادراندر. [ دَ اَ دَ ] (اِ مرکب ) نابرادری . برادر ناتنی . (شعوری ج 1 ورق 411).