ناباوریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ناباوری، عدم اعتقاد، عدم قبول، نظر مخالف تشکیک، سوء ظن، بدبینی تکذیب، نفی، انکار دگراندیشی، دیگراندیشی، ضدیت، بدعت، لامذهبی بوالهوسی، بیثب
تعلیق ناباوریsuspension of disbeliefواژههای مصوب فرهنگستانتمایل تماشاگر به باورداشت نمایش و قراردادهای آن
ناباورفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنکه سخنی را باور نکند.۲. [قدیمی] آنچه درخور باور کردن نباشد؛ غیر قابل قبول.