ناآشنافرهنگ مترادف و متضاد۱. بیگانه، غریب، غریبه، غیر، مجهولالهویه، ناشناخته، ناشناس، نامانوس ۲. نابلد، ناوارد ≠ آشنا
ناآشنالغتنامه دهخداناآشنا. [ ش ْ / ش ِ ] (ص مرکب ) غیر معروف . ناشناس . (ناظم الاطباء). بیگانه . غریب . نامعلوم . مردی ناآشنا. ناشناس . شُطسی ّ؛ ناآشنا، زیرک ، سرکش . (منتهی الارب
ناآشنائیلغتنامه دهخداناآشنائی . [ ش ْ / ش ِ ] (حامص مرکب ) بی خبری . (ناظم الاطباء). بی اطلاعی . ناشی گری . نداشتن مهارت . نااستادی . بی تجربگی . || غیر معروفی . بیگانگی .- ناآشنائی
نُّکُرٍفرهنگ واژگان قرآنناآشنا - بی سابقه-بس دشوار و هولناک (کلمه نکر هم به معناي زيرکي است و هم به معناي امري دشوار است ، که اذهان آن را نميشناسد لذا به عمل زشت نیز چون نامأنوس با جام