میلغتنامه دهخدامی . (پیشوندفعلی ) مزید مقدم . پیش جزء فعل . پیشوندی که بر سر صیغه های ششگانه ٔ افعال ماضی و مضارع و امر درآید و بدان معنی استمرار و تأکید و تکرار می دهد یا مف
خزندهلغتنامه دهخداخزنده . [ خ َ زَ دَ / دِ ] (نف ) آنکه می خزد. (از ناظم الاطباء). || کشان کشان رونده . جانوری که کشان رود. (یادداشت بخط مؤلف ) : شیر غرنده که او را دید از هیبت
بختولغتنامه دهخدابختو. [ ب َ / ب ُ ] (اِ) هر چیز غرنده عموماً. (برهان قاطع) (آنندراج ). || غرش ابر. (فرهنگ نظام ). رعد. تندر. (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (ناظم ا
بخنوفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. تندر؛ رعد: ◻︎ چون به بانگ آید از هوا بخنو / می خور و بانگ رود و چنگ شنو (رودکی: ۵۴۶).۲. هرچیز غرنده.
رجوسلغتنامه دهخدارجوس . [ رَ ] (ع ص ) بعیر رجوس ؛ شتر سخت بانگ کننده . (از اقرب الموارد). شتر بانگ کننده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || آسمان سخت غرنده . (ناظم ا
دمانلغتنامه دهخدادمان . [ دَ ] (نف ، ق ) صفت بیان حالت از دمیدن . دمنده . پیاپی نفس زنان چون کسی که دویده باشد. نفس زنان . دم زنان . دم زننده . (یادداشت مؤلف ). بشدت نفس کشنده