میگکلغتنامه دهخدامیگک . [ م َ گ َ ] (اِ مصغر) (از میگ + ک تصغیر) میگ خرد. ملخ کوچک . (یادداشت مؤلف ). ملخ صحرائی خرد : احمدا پیش سلیمان می برد پای ملخ هرکه پیش اطعمه تحسین میگک
جلنگلغتنامه دهخداجلنگ . [ ج ِل ِ ] (اِ) نوعی از قماش ابریشمی باشد که آنرا با زرتار و بی زرتار نیز میبافند و از آن قبا و چکمه و کلاه و شلوار و امثال آن میسازند. (برهان ) : در بر
لارلغتنامه دهخدالار. (اِخ )(شهرستان ...) شهرستان لار یکی از شهرستانهای هشتگانه ٔ استان هفتم است و حدود آن از شمال به بخش داراب شهرستان فسا و بخش کوهک شهرستان جهرم و قسمتی از شه