مینیموملغتنامه دهخدامینیموم . [ مُم ْ ] (فرانسوی ، اِ) کمترین مقدار. حداقل . کمینه . مقابل ماکزیموم . استحصال از چیزی بحداقل ممکن . || (اصطلاح ریاضیات ) کوچکترین مقدار یک تابع که ق
مینیمالیسمواژهنامه آزادساده گرایی، کمینه جویی (در معنای ادبی) مینیمال در بین عوام به اشتباه مینیمم یا حداقل به کار میرود.
مینیمومفرهنگ انتشارات معین(مُ) [ فر - لا. ] (اِ.) = مینیمم : 1 - کمترین مقدار، حداقل ؛ مق ماکزیموم . 2 - کوچکترین مقدار یک تابع ، کمینه (فره ).
مینیمومفرهنگ انتشارات معین(مُ) [ فر - لا. ] (اِ.) = مینیمم : 1 - کمترین مقدار، حداقل ؛ مق ماکزیموم . 2 - کوچکترین مقدار یک تابع ، کمینه (فره ).