مینکلغتنامه دهخدامینک . [ ن َ ] (اِ) گیاهی که از آن جاروب میسازند. مِنْبَک . مَنَنْگ . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به منبک و مننگ شود.
جلال الدین مینکبرنیلغتنامه دهخداجلال الدین مینکبرنی . [ ج َ لُدْ د ن ِ ک َ ب ِ ] (اِخ ) ابن قطب الدین محمد از شاهان خوارزمشاهی است .رجوع به دستور الوزراء ص 230، 235، 267، 323 شود.
جلال الدین مینکبرنیلغتنامه دهخداجلال الدین مینکبرنی . [ ج َ لُدْ د ن ِ ک َ ب ِ ] (اِخ ) ابن قطب الدین محمد از شاهان خوارزمشاهی است .رجوع به دستور الوزراء ص 230، 235، 267، 323 شود.
بُردار زمانگونهtimelike vectorواژههای مصوب فرهنگستانهر بُردار در فضای مینکوفسکی که حاصلضرب سرعت نور در مؤلفۀ زمان آن بیشتر از اندازه مؤلفۀ فضایی باشد
بُردار فضاگونهspacelike vectorواژههای مصوب فرهنگستانهر بُردار در فضای مینکوفسکی که مؤلفههای فضایی آن از حاصلضرب مؤلفۀ زمانی و سرعت نور بیشتر باشد