میمهلغتنامه دهخدامیمه . [ م ِ م َ ] (اِخ ) دهی است از بخش زرین آباد شهرستان ایلام ، واقع در 21 هزارگزی شمال پهله با 500 تن سکنه . آب آن از رودخانه و راه آن ماشین رو است . (از فر
میمهلغتنامه دهخدامیمه . [ م ِ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپایه ٔ بخش نوبران شهرستان ساوه ، واقع در 6هزارگزی شمال نوبران با 273 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ مراغه و راه آن
میمهلغتنامه دهخدامیمه . [ م ِ م َ ] (اِخ ) قصبه ای است مرکز بخش میمه تابع شهرستان کاشان با 2300 تن سکنه ، واقع در 100هزارگزی اصفهان و 316هزارگزی تهران سر راه شوسه ٔ تهران - اصفه
میمهلغتنامه دهخدامیمه . [ م ِ م َ ] (اِخ ) نام یکی از بخش های شهرستان کاشان ، واقع در باختر آن در طول و طرفین شوسه ٔ تهران به اصفهان هوای آن سردسیر و آب آن از قنوات و محصول عمده
میمهواژهنامه آزادنام شهری است در100 کیلومتری شمال اصفهان - با حدود 8000 جمعیت- علت نامگذاری:چون درگذشته دارای شراب معروفی بوده است. می مه- می ماه - یعنی بهترین شراب
میمه دویهلغتنامه دهخدامیمه دویه . [ م ِ م َ دو ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زیراستاق بخش مرکزی شهرستان شاهرود، واقع در 42هزارگزی باختر شاهرود با 400 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آ
میمه دویهلغتنامه دهخدامیمه دویه . [ م ِ م َ دو ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زیراستاق بخش مرکزی شهرستان شاهرود، واقع در 42هزارگزی باختر شاهرود با 400 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آ
پورواژهنامه آزاد(میمه ای) پور pör، پسر. حرف «و» غلیظ تر و به صورت ö تلفظ می شود. (میمه ای) پور pör، پسر. حرف «و» غلیظ تر و به صورت ö تلفظ می شود.
دسپلنه دسپلنهواژهنامه آزاد(میمه ای) دَسْپِلْنَه دَسْپِلْنَه یا دَسْپِلْنَه دَسْپِلْنَه کردن؛ دَسْ-پِلْ-نَه-دَسْ-پِلْ-نَه شش بخش است، به معنای دنبال چیزی گشتن؛ دنبال شیئی گشتن در تاریکی؛
کورته کنهواژهنامه آزاد(میمه ای) کورته کَنه (کور - ته - کَ- نه) چهار بخش است؛ جوجه تیغی. (میمه ای) کورته کَنه (کور - ته - کَ- نه) چهار بخش است؛ جوجه تیغی.
هالولتواژهنامه آزاددر فرهنگ روستاییان شهرستان برخوار و میمه اصفهان به معنی برادر همسر می باشد. به برادر زن گفته میشود