میان شهرلغتنامه دهخدامیان شهر. [ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهسوار بخش میناب شهرستان بندرعباس ، واقع در 16هزارگزی شمال میناب با 100 تن سکنه . آب آن از رودخانه و راه آن ماشین رو
میلانلغتنامه دهخدامیلان . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش اسکو شهرستان تبریز، واقع در 2 هزارگزی شمال اسکو با 1516 تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات و راه آن مالرو است . (از فرهن
ژروه و پروتهلغتنامه دهخداژروه و پروته . [ ژِرْ وِ وَ پْرُ / پ ُ رُ ت ِ ] (اِخ ) نام دو برادر مسیحی که در زمان امپراطوری نِرُن در شهر میلان به شهادت رسیدند. ذکرانشان 19 ژوئن است و کلیسای
ساآلغتنامه دهخداساآ. (اِخ ) امانوئل . شاعر و حکیم الهی پرتغالی است که بسال 1530 م . در ویلا دوکوند متولد شد و بسال 1596 م . در شهر میلان درگذشت . ساآ از سال 1557 م . سمت استادی
میلانلغتنامه دهخدامیلان . [ م َ ی َ ] (ع مص ) میل . ممال . ممیل . تمیال . (ناظم الاطباء). میل . خمیدن . (یادداشت مؤلف ). خمیدن . || مایل شدن . (آنندراج ). میل کردن . تمایل . متم
ژان دمدالغتنامه دهخداژان دمدا. [ دُ م ِ ] (اِخ ) (قدیس ) مولد او مدا نزدیک میلان . در اواخر قرن یازدهم میلادی متولد شد و بسال 1159 م . به همان شهر درگذشت و ذکران او بیست وششم سپتامب
باویل رودلغتنامه دهخداباویل رود. (اِخ ) باویل ، نام ناحیتی به آذربایجان برحسب ضبط حمداﷲ مستوفی . در نزهةالقلوب گوید: ناحیه ٔ باویل رود مشهور است و در زاویه ٔ غرب و جنوب [ تبریز ] است