میشوانلغتنامه دهخدامیشوان . [ میش ْ ] (اِخ ) دهی است در دو فرسخی بیشتر مشرقی دارنجان به فارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ).
میشگانلغتنامه دهخدامیشگان . (اِخ ) معرب آن میشجان است و آن روستائی است در راه اسفرایین . (از لباب الالباب ).
میشکاناتلغتنامه دهخدامیشکانات . (اِخ ) ناحیتی از نی ریز فارس و سبیل آن سبیل نی ریز است در همه احوال و به روایتی چنان است کی خیره و نی ریز هم از کوره ٔ دارابجرد است . (فارسنامه ٔ ابن
میشانلغتنامه دهخدامیشان . (اِخ ) دهی است از دهستان فلارد بخش لردجان شهرستان شهرکرد، واقع در 30هزارگزی خاور لردگان با 117 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ
میشگانلغتنامه دهخدامیشگان . (اِخ ) معرب آن میشجان است و آن روستائی است در راه اسفرایین . (از لباب الالباب ).
میشکاناتلغتنامه دهخدامیشکانات . (اِخ ) ناحیتی از نی ریز فارس و سبیل آن سبیل نی ریز است در همه احوال و به روایتی چنان است کی خیره و نی ریز هم از کوره ٔ دارابجرد است . (فارسنامه ٔ ابن