میساقلغتنامه دهخدامیساق . (ع ص ) مرغی که بال برهم زند هنگام پریدن . ج ، میاسیق ، مآسیق . (منتهی الارب ،ماده ٔ وس ق ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آن کبوتر که بال برهم زند در محل پر
میثاقلغتنامه دهخدامیثاق . (ع اِ) (از «وث ق ») عهد و پیمان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث ) (ناظم الاطباء). مَوثِق . (منتهی الارب ) (غیاث ) (ناظم الاطباء). عهد استوار. (ترجمان
مَسَاقُفرهنگ واژگان قرآنسوق دادن (کلمه مساق مصدر ميمي است ، که همان معناي مصدر سوق را ميدهد ، و مراد از اينکه در قيامت يا در روز مرگ سوق به سوي خداي تعالي است ، اين است که بازگشت به
میسانلغتنامه دهخدامیسان . (ع ص ) خواب آلوده و بسیارخواب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خواب آلوده و خوابناک ، مذکر و مؤنث در وی یکسان است . || زنی که از وقار واستواری گویا در حالت
مبساقلغتنامه دهخدامبساق . [ م ِ ] (ع ص ) گوسپند درازپستان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از محیطالمحیط).
مآسیقلغتنامه دهخدامآسیق . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ میساق . میاسیق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به میساق شود.
میاسیقلغتنامه دهخدامیاسیق . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ میساق . (منتهی الارب ، ماده ٔ وس ق ) (آنندراج ). رجوع به میساق شود.
مَسَاقُفرهنگ واژگان قرآنسوق دادن (کلمه مساق مصدر ميمي است ، که همان معناي مصدر سوق را ميدهد ، و مراد از اينکه در قيامت يا در روز مرگ سوق به سوي خداي تعالي است ، اين است که بازگشت به
میسانلغتنامه دهخدامیسان . (ع ص ) خواب آلوده و بسیارخواب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خواب آلوده و خوابناک ، مذکر و مؤنث در وی یکسان است . || زنی که از وقار واستواری گویا در حالت
ابوالقاسملغتنامه دهخداابوالقاسم . [ اَ بُل ْ س ِ ] (اِخ ) رقّی .منسوب به رقّه . (شیخ ...) منجم . در نامه ٔ دانشوران شرح حال این منجم بدین گونه آمده است : منجمی بیعدیل و فاضلی بی نظیر