میسافرهنگ نامها(تلفظ: maysā) (عربی ، مَیساء) زنی که با برازندگی و تکبر راه میرود ، متکبر و با تبختر راه میرود .
میساقلغتنامه دهخدامیساق . (ع ص ) مرغی که بال برهم زند هنگام پریدن . ج ، میاسیق ، مآسیق . (منتهی الارب ،ماده ٔ وس ق ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آن کبوتر که بال برهم زند در محل پر
میسانلغتنامه دهخدامیسان . (ع ص ) خواب آلوده و بسیارخواب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خواب آلوده و خوابناک ، مذکر و مؤنث در وی یکسان است . || زنی که از وقار واستواری گویا در حالت
میسابلغتنامه دهخدامیساب . (ع ص ) غوره ٔ خرمای نیم رسیده . (منتهی الارب ، ماده ٔ وس ب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خرمای نزدیک به رسیدن . (ناظم الاطباء).
میسانلغتنامه دهخدامیسان . [ م َ ] (اِخ ) ستاره ای است از جوزا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نام ستاره ای از جوزامیان معره و مجره و آن یکی از دو
میسانلغتنامه دهخدامیسان . [ م َ ی َ] (ع مص ) مَیس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خرامیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). تبختر. (یادداشت مؤلف ). و رجو
میساقلغتنامه دهخدامیساق . (ع ص ) مرغی که بال برهم زند هنگام پریدن . ج ، میاسیق ، مآسیق . (منتهی الارب ،ماده ٔ وس ق ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آن کبوتر که بال برهم زند در محل پر
میسانلغتنامه دهخدامیسان . (ع ص ) خواب آلوده و بسیارخواب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خواب آلوده و خوابناک ، مذکر و مؤنث در وی یکسان است . || زنی که از وقار واستواری گویا در حالت
میسابلغتنامه دهخدامیساب . (ع ص ) غوره ٔ خرمای نیم رسیده . (منتهی الارب ، ماده ٔ وس ب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خرمای نزدیک به رسیدن . (ناظم الاطباء).
میسانلغتنامه دهخدامیسان . [ م َ ] (اِخ ) ستاره ای است از جوزا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نام ستاره ای از جوزامیان معره و مجره و آن یکی از دو