مأزمانلغتنامه دهخدامأزمان . [ م َءْ زِ ] (اِخ ) قریه ای به یک فرسنگی عسقلان . (از معجم البلدان ). و رجوع به همین مأخذ شود.
میزانفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندازه، تعداد، حد، قدر، مبلغ، معیار، ملاک، هنجار ۲. ترازو، قپان، مقیاس ۳. مهرماه ۴. کوک، همنوا، همنواسازی
کوهمیزMensa, Men, Table Mountainواژههای مصوب فرهنگستانصورت فلکی کوچک و کمنوری نزدیک به قطب جنوب آسمان که نام آن از کوه میزمانندی در حاشیۀ کیپتاون در افریقای جنوبی گرفته شده است
مأزمانلغتنامه دهخدامأزمان . [ م َءْ زِ ] (اِخ ) قریه ای به یک فرسنگی عسقلان . (از معجم البلدان ). و رجوع به همین مأخذ شود.