میدیارملغتنامه دهخدامیدیارم . [ م َ دِ رِ ] (اِ) گاه پنجم از هشتاد روزی که خداوند تبارک و تعالی در آن ایام مخلوق جاندار یعنی حیوان را خلق فرموده . (ناظم الاطباء).
میدانلغتنامه دهخدامیدان . [ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) مرکب از می + دان ، پسوند ظرفیت چنانکه گلدان ، جای گل وشمعدان ، جای شمع. ظرف و آوند شراب و پیاله ٔ شرابخواری . (از شعوری ج 2 ورق
میدانلغتنامه دهخدامیدان . [ م َ / م ِ ] (اِخ ) محلتی به نیشابور که بدانجا گروهی از فضلا منسوبند. از آن جمله است میدانی صاحب کتاب السامی فی الاسامی و مجمع الامثال . رجوع به میدانی
میدیارملغتنامه دهخدامیدیارم . [ م َ دِ رِ ] (اِ) گاه پنجم از هشتاد روزی که خداوند تبارک و تعالی در آن ایام مخلوق جاندار یعنی حیوان را خلق فرموده . (ناظم الاطباء).
شاوه قریتینلغتنامه دهخداشاوه قریتین . [ وِ ق َ ی َ ت َ ] (اِخ ) همواره ٔ دو قریه و آن همواره ای است که درنزدیکی شهر قریتایم است که در اراضی موآب واقع است .اوسیلبیوس گوید که آنجا در ایا
گاهنبارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نام شش جشن که در ایران باستان در اوقات مختلف سال برپا میکردهاند و عبارت بوده از: میدیوزرم (در اردیبهشتماه)، میدیوشم (در تیرماه) پتیهشهیم (در شهریورماه)،
پهلهلغتنامه دهخداپهله . [ پ َ ل َ ] (اِخ ) نامی است که اطلاق میشده است بر اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربادگان . (مفاتیح ). ولایت اصفهان و ری و دینور. (برهان ). نام مجمو
گاهنبارلغتنامه دهخداگاهنبار. [ هَِم ْ ] (اِ) گاهنبار و گاه باره هر دو دارای یک معنی است و آن شش روزی است که خدای تعالی عالم را در آن آفرید و مجوس در کتاب زند از زردشت نقل میکنند که