میجلغتنامه دهخدامیج . (اِخ ) دهی است از دهستان اشکور تنکابن شهرستان شهسوار، واقع در 12 هزارگزی جنوب باختری شهسوار با 129 تن جمعیت . آب آن از چشمه و راه آن مالرو و صعب العبور اس
میجلغتنامه دهخدامیج . (اِخ ) دهی است از دهستان خفرک بخش زرقان شهرستان شیراز، واقع در 72 هزارگزی شمال خاور زرقان با 112 تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات و راه آن مالرو است . (از ف
میجلغتنامه دهخدامیج . [ م َ ] (ع مص ) درآمیخته شدن . (منتهی الارب از ماده ٔ م ی ج ). درآمیخته شدن کار کسی . (ناظم الاطباء).
میجوشلغتنامه دهخدامیجوش . [ م َ ] (اِ مرکب ) اسم فارسی شرابی است که با سنبل رومی یاسنبل هندی ترتیب داده باشند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
میجمةلغتنامه دهخدامیجمة. [ ج َ م َ ] (ع اِ) کمربند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ، ماده ٔ وج م ). || کدنگ . (ناظم الاطباء). کدین . (منتهی الارب ). تخته ٔ گازر. کوتنگ گازر. ج ، موا
میجارلغتنامه دهخدامیجار. (ع اِ) چوبی شبیه به چوگان که بدان گوی زنند. ج ، مواجیر. (منتهی الارب ، ماده ٔ وج ر) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). چوگان . (یادداشت مؤلف ). || بازیی است طفل
میجوشلغتنامه دهخدامیجوش . [ م َ ] (اِ مرکب ) اسم فارسی شرابی است که با سنبل رومی یاسنبل هندی ترتیب داده باشند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
میجمةلغتنامه دهخدامیجمة. [ ج َ م َ ] (ع اِ) کمربند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ، ماده ٔ وج م ). || کدنگ . (ناظم الاطباء). کدین . (منتهی الارب ). تخته ٔ گازر. کوتنگ گازر. ج ، موا
میجارلغتنامه دهخدامیجار. (ع اِ) چوبی شبیه به چوگان که بدان گوی زنند. ج ، مواجیر. (منتهی الارب ، ماده ٔ وج ر) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). چوگان . (یادداشت مؤلف ). || بازیی است طفل