میتواندگویش اصفهانی تکیه ای: bišârate طاری: tiqeš avund طامه ای: bešâriye طرقی: teqeš avâna کشه ای: tiqeš avâna نطنزی: tona / tiqeš berina
متوانیلغتنامه دهخدامتوانی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) مانده و سست گردنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آهسته و سست و کاهل و ضعیف و مانده . (ناظم الاطباء). || کوتاهی کننده . (ناظم الاطب
میتانیلغتنامه دهخدامیتانی . (اِخ ) مردمی مقیم بین النهرین همنژاد با هیت ها. رجوع به ایران باستان ج 1 ص 125 و 126 و 234 و 235 شود.
میتونلغتنامه دهخدامیتون . [ م َی ْ ی ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ میت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به میت شود.
خارج نویس کردنواژهنامه آزادمیتوانید به عنوان مثال ماده 57 قانون آیین دادرسی مدنی را در ذیل معنای نگاشته شده برای اصطلاح مذبور استفاده کنید. ماده 57 به قرار ذیل است: ماده ۵۷ـ خواهان باید
آبادواژهنامه آزادهمچنین میتوان آباد را این گونه تجزیه نمود:«آو» و «ات»، یعنی تلفط ترکی آباد؛ از اسامی پیرمردان آذربایجان؛ آو:خانه و ات:پسوند محل ساز ترکی. مثال:مرات یعنی مر(کوکب
ایجاز مخلواژهنامه آزاداین واژه را در اصطلاح حقوقی میتوان چنین معنی کرد: ایجاز مُخِل حالتی است که خلاصه گویی بیش از حد یا گزیده گویی بیش از اندازه، باعث ایجاد اختلال در رسیدن به مقصو